---
---
### رمان: سایههای ممنوعه (پارت اول)
داستان از اینجا شروع میشه که پدر و مادر تهیونگ و جونگکوک، به دنبال دختری بودند تا جای خالی یک دختر را در خانواده پر کنند (چون تهیونگ و جونگکوک تنها پسرها بودند). آنها با پدر مایا معامله کردند؛ مبلغی هنگفت را به او پرداختند تا مایا را به عنوان "فرزند" به خانه آنها بیاورد. مایا نمیدانست که او در واقع خریداری شده است، اما حالا او در خانهای زندگی میکند که هر لبخندش، قیمتگذاری شده است.
---
### رمان: سایههای ممنوعه (پارت اول)
داستان از اینجا شروع میشه که پدر و مادر تهیونگ و جونگکوک، به دنبال دختری بودند تا جای خالی یک دختر را در خانواده پر کنند (چون تهیونگ و جونگکوک تنها پسرها بودند). آنها با پدر مایا معامله کردند؛ مبلغی هنگفت را به او پرداختند تا مایا را به عنوان "فرزند" به خانه آنها بیاورد. مایا نمیدانست که او در واقع خریداری شده است، اما حالا او در خانهای زندگی میکند که هر لبخندش، قیمتگذاری شده است.
---
- ۳۴۲
- ۲۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط