جانا تو را که گفت که احوال ما مپرس

جانا تو را که گفت که احوال ما مپرس
بیگانه گرد و قصهٔ هیچ آشنا مپرس

ز آنجا که لطف شامل و خلق کریم توست
جرم نکرده عفو کن و ماجرا مپرس...🦋🦋


گجن خیرلی اولسون اورگیمین بندی💐🫂🧿🌐
دیدگاه ها (۰)

صبـــح☀️ استدوباره در پناهت هستمشیداے سپیده و پگاهت هستمگر ن...

خدایا ؛بیامرز آنان که در آغوش تو هستند و محشور نما با صالحین...

گر خون دلمخوری ز دستت ندهمزیرا که به خون دل به دست آمده‌ای ....

ای آنکه دوست دارمت اما ندارمتبر سینه می فشارمت اما ندارمتای ...

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتآه از آیینه که تصویرِ تو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط