ادامه پارت هشت )

ادامه پارت هشت )

+ ته هسوک بریم
ات برو تو اتاقت من ساعت دوازده نیم  میام
-- باش
بعد ات رفت توی اتاقش
جونگ کوک با تهیونگ و هسوک رفت شرکت
وارد محوطه شرکت که شدن همه برای جونگ کوک تا زانو خم شدن
جونگ کوک بدون هیچ حرفی رفت توی آسانسور
ته و هسوک  هم اومدن توی آسانسور
و یک کارمند دختر ک معلوم بود هرزس
اومد توی آسانسور لباسش باز بود خیلی باز
جونگ کوک  حتی نگاهش نکرد ( بچم با حیاس)
بعد اون دختر طبقه پنجم رو زد
بعد بعده چند دقیقه رسیدن طبقه پنجم دختره پیاده شد بعد کار شناساییش افتاد جلوی پای  هسوک
هسوک هم شد
$ خانم کارت شناساییتون
دختره برگشت کارتو گرفت با عشوه گفت
مرسی آقا
جونگ کوک حتی نگاهشون هم نکرد
+ زود تر کار داریم ( سرددددددد)
دختره رفت تهیونگ طبقه دهم یعنی آخرین طبقه رو زد
بعده چند دقیقه  در اسانسور باز شد و اونا رسیدن توی دفتر
دفتر خیلی بزرگ بود 
تم سیاه
جونگ کوک رفت پشت میز نشست لپ تاب شو باز  کرد بعد
پرونده ها رو نگاه میکرد
یهو هسوک گفت
$ بچه ها اون کارمنده که توی آسانسور بود باهامون خیلی مشکوک بود
@ قبول دارم
+ اسمشو خوندی روی کارت شناسایی؟؟
$ پارک هانا
جونگ کوک سرشو بلند کرد
همزمان با تهیونگ گفت
@+ : خواهر پارک جیمین ( با شوک)
+ لعنتی کی استخدامش کرد ( عصبییی)
@ کوک صبر. کن میتونیم بدزدیمش ، ازش هرچی که از پارک می‌دونه بگه
+ فکر خوبیه ( یک نفس عمیق کشید ) هسوک درموردش تحقیق کن حتی اگه لازم شد هکش کن
تهیونگ تو هم  بدزدش و ببرش زیر زمین عمارت. و یچیزی ات نباید باخبر بشه از چیزی فهمیدین
@$ : بله !!!!!

ویو ظهر  ساعت 11نیم

ویو کوک

ته خواهر  پارک رو برد زیر زمین عمارت
هسوک هم درمورد خواهر پارک داره تحقیق می‌کنه
منم پشت میز نشستم منتظرم ساعت دوازده بشه که زود تر برگردم پیشه دخترم. نگرانشم میترسم
وای خدا کی باورش میشه بزرگ ترین مافیایی آسیا  الان از نگرانی استرس داره وای خدا
از فکر دراومدم بیرون. هسوک  چند بار صدام کرد
ولی انگار من نشنیده بودم
$ مستر جئون هواستون کجاس
+ پیشه ات
$ نگرانشی؟
+ به تو چه ( کلمه کلمه )
$ خب بابا نخواستیم ، اطلاعاتی که درمورد اون دختر پیدا کردم رو بگم یا وقتی رفتیم عمارت
+ الان بگو
$ خب
پارک هانا ، ۲۶ ساله اهل بوسان ، خواهر پارک جیمین
برای جیمین جاسوسی می‌کنه
و هرشب توی کلابه یا توی باره   از اونجایی که فکرش رو هم نمیتونی بکنی زیر خواب جیمینه ( وادفاخ ‌..... ی چیزی دوباره میگم بچه ها من اصلا قصد توهین به جیمین و اعضای بی تی اس رو ندارم ) و اینکه تا الان دوتا از پرونده های شما رو برای پارک لو داده
یکیش انبار شرقی و دومی بندر  جزیره ججو .... و حتی توی یه تماس تلفنی توی مکالمشون پارک به هانا گفته یا ات رو بدزده یا همونجا جلوی چشم شما بکشتش

با حرفای هسوک دیگه نمی‌تونستم  تحمل کنم
+ برگردیم عمارت
$ الان!؟. اما هنوز ساعت‌‌‌‌...
+ فقط بریم حرف نزن به تهیونگ هم بگو سریع کارا رو بکنه بیاد عمارت
$ چشم
  با هسوک به طرف اسانسور رفتیم و طبقه  پارکینگ رو زدیم  وقتی رسیدیم
سوار ماشینم شدیم و حرکت کردیم سمت عمارت ......
دیدگاه ها (۰)

وای خدا فدای این دوتا بشمممممممم

قربون همتون میشمممممم

p:16

part30 عشق پنهان《ویو ات》از کنار جونگ کوک رفتم و نشستم روی صن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط