عاشقانه های شبنم دیارکریمان

روشن است که خسته‌ام
زیرا آدمیان در جایی باید خسته شوند
از چه خسته‌ام، نمیدانم
دانستنش به هیچ رو به کارم نیاید
زیرا خستگی همان است که هست
سوزش زخم همان است که هست
و آن را با سببش کاری نیست

آری خسته‌ام
و به نرمی لبخند میزنم
بر خستگی که فقط همین است
در تن آرزویی برای خواب
در روح تمنایی برای نیندیشیدن
دیدگاه ها (۰)

بیاد عزیزان اسمانی صلوات

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم دیارکریمان

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

چند روز از اون تصادف میگذشت. هنوز جواب ازمایش نیومده بود...

پارت ۱۹ایتاچی از خدا خواست، تنها کسی که در لحظه ی اخر به ذهن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط