رح سر در گم من بی جنگل دآرد

رؤحِ سَر دَر گُمِ مَن، بؤی جَنگَل دآرَد
ؤَ نِگآهِ تؤ دَر آن، آتَشی می‌کآرَد
چَشمِ تؤ پَنجَرۀ مَرموزیستْ
کآش می‌دآنِستَم، پُشتِ این پَنجَره کیستْ ؟
کآش می‌دآنِستَم، چه کَسی دَر تؤ اِقآمَت دآرَد ؟
کآش آتَش بؤدی
ؤَ تؤ می‌سوزآندی
عَلَفِ هَرزه تَردیدَم رآ
چِشمِه ای بؤدی ؤ می‌رویآندی
دانِۀ خُفتۀ اُمیدَم رآ . . .
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط