بیچاره نهنگ

بیچاره نهنگ
آنگاه که دل
به ساحل سپرده بود
فکر می کرد
که به آخر دریا رسیده است
بیچاره نهنگ
هیچ کس
حتی ساحل
به او نگفته بود که دریا
از پشت سر او آغاز می شود‌...
***
همیشه از *دل* به دریا زدن ترسیدی!...
همانجا بمان!
من *تن* به ساحل میزنم
نهنگ که عاشق می شود
محل قرار هر کجا باشد... باشد...
@Lovebandar
دیدگاه ها (۰)

محضِ خدا سی مو گَپِ دل بزنتوپ و تِشَر سی دلِ غافل بزنبیت میخ...

و درآخر من در لابلای متن هایم از تو دفن میشوم...

غوطه ورمدر پر درد تریندریای خیال !مننهنگ ترین عاشقجهانم !فقط...

همیشه می پرسیدم : آیا کفی که از دهان دریا بر ساحل می پاشد ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط