او از تاریکی میترسید اما در تاریکی قدم برمیداشت

او از تاریکی میترسید اما در تاریکی قدم برمیداشت...:
دیدگاه ها (۰)

خوابیدی؟فقط خواستم بهت یچیزی بگم(:🌒:قدر تک تک لحظاتیکه کنار ...

ت بهترین اتفاق زندگیمی 💜 :

نی نی گوگولی :

پسری که مامانش‌ من باشم>>> :

قابل توجه بعضی از

هیچکی از ظاهر من خوشش نمیومد، یا حتی میترسید. ولی این منو قو...

تاریکی:)))

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط