[°نشسته بودخیره شده بود به دستاش گفتم: باز چه مرگتـه؟!

[°نشسته بودخیره شده بود به دستاش گفتم: باز چه مرگتـه؟!
نفس عمیقی کشید،با بغض گفت:
+ یه بار که دستامون چفتِ هم بود بهم گفت :
- می‌دونی چقدر دوسِت دارم؟!
اندازه‌ی انگشتای دستای همه‌ی آدمای دنیا،می‌دونی چقدر میشه ؟! هشت میلیارد آدمه و دو تا دست و ده تا انگشت و اووو .. اصلاً حد و حساب نداره که، بی‌حد و حساب دوستت دارم دیوونه!
موقعی که داشت می‌رفت نگفتم کاری به اون همه آدم و دستای غریبه شون ندارم ، ببین منو!
اگه بری این دستا اون قدری خالی میشن که هیچکس از بین این هشت میلیارد نفر نمی‌تونه کاری برای حسرتشون کنه!
نگفتم و رفت! گفتن و نگفتنم فرقیم نداشت،
رفتنی رو غل و زنجیرشم کنی یه راهی برای نموندن پیدا می‌کنه ؛ گاهی وقتا که حرفاشویادم میفته زل میزنم به دستایی که برای بار آخرم نشد که دستاشو بگیره ، با خودم فکر می‌کنم یعنی از بین اون آدمایی که می‌گفت ، الان دستاش قفل شده تو دستای کی و داره تو گوش کی از دوست داشتنی میگه‌که حد و حساب نداره.:)🖤💤 °]
- طاهره اباذری‌هریس
#عاشقانه_خاص#بیو#سریال#موزیک#تکس#کلیپ#ادیت#زیبا#سردار #دلها#سینمایی#گل#پروفایل#رستوران#غذا#محلی#لایک#شات#فالو#زیبایی#طبیعت#کیک#استان#آبشار#مشاوره#کنکور#معرفی_کتاب#سال_نوروز#مذهبی#محرم#گربه
#گل_پیچک
دیدگاه ها (۰)

[°بهش نگاه میکنم میگم نگا مزخرفو به جا اینکه بیاد منو شاد کن...

[°- آسمونو ببین ؛ نارنجی شده‌!+ آره چه خوشگل شده ،- مثه توعه...

[°دیوار دیگه گناه داره دردش میگیرهچیو بزنم من پس، اونی که ال...

بهش‌گفتم:میدونۍخوبـےازسرما‌مُردن‌توۍِبرف‌وکولاک‌چیه؟خاڪسترےن...

PT/4      ات مهربون: مامان و بابا کار دارن باید برن تو با دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط