گنجشک ترین آدم او من شده بودم

گنجشک ترین آدم او من شده بودم

او دغدغه اش بود مرا باز بگیرد

حرصش که درآمد بدنم خون به جگر شد

من سیب شدم ، بلکه مرا گاز بگیرد

می آمد و میدید مرا ، مثلِ دو تا دوست

من را به دلش یکسره نزدیک نمیکرد

در جوخه یِ اعدامِ من بی همه چیزش

می آمد و پا میشد و شلیک نمیکرد
دیدگاه ها (۷۶)

پارت پنجم | این بار نوبت من بودات تمام شب خوابش نبرد.هر بار ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت:13ویو کوکهمین ک...

contract 🍷#contract 𝑆𝑇𝐴𝑅𝑇ویو هویج: نور ماه روی کلیسا میتابید...

چند پارتی بازی ممنوع

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

حقیقت پنهان پارت ۶ ویو ادمین :وقتی خانواده اعضا رفتند بورام ...

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط