من یه خروس محلی داشتم، خیلی پر از پر و هیکلی و خوشکل بود.

من یه خروس محلی داشتم، خیلی پر از پر و هیکلی و خوشکل بود. از این خروس سنگین های محلی بود و بزرگش کرده بودم و رفتارمو یاد گرفته بود. صداش میکردم میومد. کنارم میخوابید. صبح نوک میزد بیدارم میکرد. دلم براش تنگ شده 😅🥲
دیدگاه ها (۰)

سعید پیردوست هم چند هفته قبل، از دنیا رفت. خدا رحمتش کنه

روزی که دیدمش بهترین حس دنیا رو داشتم تو یه مکان به اون بزرگ...

رمان سوکوکو ℙ𝕒𝕣𝕥 𝟙از زبون دازای: اولین روز مدرسه بود و هوا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط