تا پای جان ماندم

تا پای جان ماندم
آتش گرفتم،، سوختم،،شکستم
هر چقدر بیشتر خودم را در تکاپوی دوست داشتنت به آب و آتش زدم تو بیشتر ندیدی
اما خودمان هستیم
دلی را بردی که همیشه از نداشتنت میترسید
حالم خوب است دیگر احساسی ندارم
نه شوق دیداری نه امید بازگشتی
من در این روزها بی درد تر از آنم
که از پا در بیایم...
دیدگاه ها (۴)

معني كلمه ی قوی رو فقط کسايي با تمام وجودشون درک میکنن، که ب...

نزار کسی به دنیات پا بزاره که حس کنی کافی نیستی براشنزار کار...

نمیشود آدم ها را وادار به وفاداری کرد...هیچکس نمیتواند بگوید...

اگه برات غیرتی میشه، اگه روت حساسه، اگه وقتی میخنده از خندش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط