با خود می‌جنگید ‌و

با خود می‌جنگید ‌و
از خود شکست می‌خورد؛
و بر جسد خود می‌گریست،
جنگ‌های او درونش بود و
دیگر توانی برای جدال با جهان
برایش باقی نمی‌گذاشت.
دیدگاه ها (۰)

در میان این همه گل گشتم و عاشق نشدم تو چه بودی که تورا دیدم ...

به امید نورحتی اگر دور .

تو نه مهتاب و نه خورشيدي و نه دريايي تو همان ناب ترین جاذبه‌...

سپس برایت می‌نویسم ؛- و امیدوارم ك نامه‌های مرا نخوانی . .بل...

با خود می‌جنگید و از خود شکست می‌خورد و بر جسد خود می‌گریست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط