اسب خیال مرا

اسب خیال مرا
در کدامین دشت خیال‌انگیز رها کرده‌ای
انچنان مست
که گم کرده راه خانه را
نمی‌گویم (مرا به خودم باز ده)
تو بگو...
خیال به خوشی عادت کرده را
چگونه بر سر این زندگی سرد
بازگردانم


#امیرعلی_قربانی
دیدگاه ها (۵۸)

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

پارت ۲۸ — «شامِ فاجعه»نیم ساعت بعد، بوی عجیبی کل خونه رو برد...

قسمت ۷

پارت ۲۰ — بعد از آن شبسه ماه گذشت.یورا دیگر آن دختر سردرگم ر...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❹آدم باید پل‌ها را خراب کند، تا راه برگشتن نداشته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط