«یوهو بزن بریم»
«یوهو بزن بریم»
ویو جونگین:
لعنت بهش!
فکر نمیکردم جرئت داشته باشه من رو بزنه ، و اصلا امادگیش رو نداشتم
میخواستم جوابش رو بدم که لکسی سریع خودش رو به من رسوند و
از اون نیشگون های دردناکش ازم گرفت،
و با صدای خیلی خفیفی که به سختی شنیدم گفت:
«لعنت، نکن، نکن یانگ جونگین، باباش اینجاست پدرمون رو در میاره!
برو بیرون برو»
اگه در حالت عادی بود مسلماً نمیزاشتم اون فراست عوضی از اینجا زنده بیرون بره و حرف های لکسی برام مهم نبود،
ولی وقتی چهرش رو دیدم ترس برم داشت،
مثل گچ سفید شده بود و دستاش میلرزید، معلوم بود که متوجه دور و اطرافش نیست،
بدون توجه به کیلن که داشت سر لکسی داد میزد که برگرده
شونه هاش رو گرفتم و بردمش بیرون ،
باید میبردمش یه جای خلوت، حالش اصلا خوب نبود،
تقریباً داد زدم:
«لکسی؟؟ لکسی!! اینجایی؟ دختر!
با توام!»
به طرز وحشتناکی داشتم از نگرانی میمردم،
زیاد حمله عصبی بهش دست میداد ولی هیچوقت اینطوری نشده بود،
در یک آن چشم هاش روی هم افتاد و تو بغلم بیهوش شد.
#کتاب #خردم_کن #کیپاپ #مود #خنده #پادشاه_پریان #بنگتن #استری_کیدز #کیدراما #بلک_پینک #کنجی #کنجی_کیشیموتو
#جولیت #رهایم_کن #ویرانم_کن #شعله_ورم_کن #book
#سنگدل #موسیقی #اکسپلور #هوانگ_هیونجین #فیلیکس #جونگکوک #جونگین #بنگچان #نامجون #تهیونگ #سونگمین #هان_جیسونگ #لینو #لیسا #چانگبین #جیمین #یونگی #این_دریا_طغیان_خواهد_کرد
#هری_پاتر #دراکو #اسلیترین
ویو جونگین:
لعنت بهش!
فکر نمیکردم جرئت داشته باشه من رو بزنه ، و اصلا امادگیش رو نداشتم
میخواستم جوابش رو بدم که لکسی سریع خودش رو به من رسوند و
از اون نیشگون های دردناکش ازم گرفت،
و با صدای خیلی خفیفی که به سختی شنیدم گفت:
«لعنت، نکن، نکن یانگ جونگین، باباش اینجاست پدرمون رو در میاره!
برو بیرون برو»
اگه در حالت عادی بود مسلماً نمیزاشتم اون فراست عوضی از اینجا زنده بیرون بره و حرف های لکسی برام مهم نبود،
ولی وقتی چهرش رو دیدم ترس برم داشت،
مثل گچ سفید شده بود و دستاش میلرزید، معلوم بود که متوجه دور و اطرافش نیست،
بدون توجه به کیلن که داشت سر لکسی داد میزد که برگرده
شونه هاش رو گرفتم و بردمش بیرون ،
باید میبردمش یه جای خلوت، حالش اصلا خوب نبود،
تقریباً داد زدم:
«لکسی؟؟ لکسی!! اینجایی؟ دختر!
با توام!»
به طرز وحشتناکی داشتم از نگرانی میمردم،
زیاد حمله عصبی بهش دست میداد ولی هیچوقت اینطوری نشده بود،
در یک آن چشم هاش روی هم افتاد و تو بغلم بیهوش شد.
#کتاب #خردم_کن #کیپاپ #مود #خنده #پادشاه_پریان #بنگتن #استری_کیدز #کیدراما #بلک_پینک #کنجی #کنجی_کیشیموتو
#جولیت #رهایم_کن #ویرانم_کن #شعله_ورم_کن #book
#سنگدل #موسیقی #اکسپلور #هوانگ_هیونجین #فیلیکس #جونگکوک #جونگین #بنگچان #نامجون #تهیونگ #سونگمین #هان_جیسونگ #لینو #لیسا #چانگبین #جیمین #یونگی #این_دریا_طغیان_خواهد_کرد
#هری_پاتر #دراکو #اسلیترین
- ۷۸۵
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط