p14

p14
ات شماشو باز کرد و اولین چیزی که دید کوک بود که کنار پنجره ایستاده و به بیرون نگاه میکنه
+کوک
_بیدار شدی؟ خوابت برد منم بیدارت نکردم
+خسته بودم
ات از جاش پاشد و رفت کنار کوک وایساد
+خوبی؟ درد داری؟
_خوبم چیزه.... ببخشید به خاطر حرف اون شب و دیشب
+فقط ندیدم نشنیده میگیرم
ات با وجود تردیدی که داشت سرشو اروم تکیه داد به شونه کوک و باهم دیگه مشغول دیدن طلوع افتاب شدن
ویو رستوران
+ازش معذرت خواهی کن
_چی؟ چرا
+تو بودی باهاش دعوا کردی همین الان ازش معذرت خواهی کن
کوک با ی عالمه غر رو به پسره کرد و معذرت خواست
پسره مغرور شد
+مغرور نشو توعم معذرت خواهی کن توعم نگا صورتشو چیکار کردی
*منم معذرت میخوام
+و از منم معذرت بخواع به خاطر حرفی که بهم زدی
*درمورد اون واقعا معذرت میخوام مست بودم
در همین هین که ات در حال اشتی دادن اون دوتا پسر بود جیمین و خودی درحال جر خوردن بود
🐥ات شبیه مامانایی شده که بچه هاشون رو اشتی میدن
🐿دقیقا ولی این کوک حرف گوش نکن ما ببین چ موش شده پیش ات نه به حرفش نمیاره
🐥از من گفتن بود ی مدت بعد اینا باهم قرار میزار
🐿والله چی بگم واقعا از نگاه هایی که به هم دارن میشه فهمید حسایی بهم دارن
1 سال بعد
ات مشغول درست کردن غذا بود چون ک ک بهش خبر داده بود داره میاد صدای زده شدن رمز در به گوشش رسید و وارد شدن کوک رو دید
+خوش اومدی
کوک بعد یک روز پر از شلوغی فقط به صدای ات احتیاج داشت و پیش ات و گاز رو خاموش کرد و از روی عادت و اذیت کردن ات رو بلند کرد و گذاشت رو اپن اشپز خونه و دقیقا جلوش وایساد
ات که متوجه چیزهای عجیبی شده بود سرشو خم کرد و راحت تر نشست رو اپن و با صدای ارام گفت
+از چی ناراحتی!
کوک ابروی بالا انداخت و گفت
_چطوری با اینکه ی لبخند بزرگ رو زباله میفهمی ناراحتم
ات خنده ای از روی اطمینان زد و گفت
+چشمات،! اون دوتا تیله سیاه هیچ وقت نمیتونن از من چیزی رو مخفی کنن
و ات ناگهان دستاشو باز کرد و گفت
+با بغلم
کوک ی قدم عقب رفت و با نیش ندی که داشت و با لحن شوخی گفت
_مگه از لمس شدن از طرف مردا خوشت نمیومد؟
ات سرشو نزدیک کوک کرد و گفت
+اگه اون مرد تو باشی حاظرم بین لمسات بمیرم
کوک بدون کلامی و با فهمیدن منظور ات کمی جلو رفت ولی با جدیتی که تو چشماش بود گفت
_ات تو منو دوست داری؟
ات لبخند تلخی زد و کوک رو تو اغوشت کشید و گفت
+شاید بعدا گفتم ولی الان وقت بغله....
دیدگاه ها (۵)

استایل ات برای راهp15🐨کجا میری؟ _پیش ات🐨کوک ی سوال_چی شده🐨را...

p162 ساعتی گذشته بود ک یهو ات ی اهنگ پخش کرد و هردوتاشون زدن...

p13 ویو 2 روز بعد که شبهاز زبان کوکات راست میگفت داشتم بشدت ...

پاک شده بودp1دختر قد بلند روی صندلی مخصوصش نشسته بود تقریبا ...

ادامه تکپارتی

نفرتی به نام عشقپارت: ۲۳کوک: بیا بریم غذا بخوریم، بعدش فیلمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط