در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست

در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست
اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت
دیدگاه ها (۱)

وصف‌ احوال‌ من‌ افتاد‌ به‌ دستان‌ قلم . .من‌‌نوشتم‌‌كه غمی‌‌...

و دیدم گاهی آغوش میان تن ها نیست ، گاهی میان چشم ها اتفاق می...

تا تو نگاه می‌کنی کار من آه کردن استای به فدای چشم تو این چه...

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم....

چشمِ تو جانی و جانِ من ، به چشمِ توتویی آن مایه که در عالم ن...

و اسکار بدترین لحظه میرسه به اونجایی که تقصیر تو نیست ولی مس...

تا تو نگاه می‌کنی، کار من آه کردن استای به فدای چشم تو، این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط