وقتی نوبت به توانایی پیدا کردن کلمه برای کسی میرسه که ای
وقتی نوبت به توانایی پیدا کردن کلمه برای کسی میرسه که اینقدر میخوای بهش بگی و کاری کنی که حتماً حرفت رو بشنوه، معلوم میشه این کار بهشکل باورنکردنی سخته.
کیم نامجون، امروز نمیخوام درباره این حرف بزنم که چه هنرمند فوقالعادهای هستی و همه دستاوردهایت در صنعت موسیقی و خلاقیت رو ردیف کنم. 24 ساعت شبانهروز هم برای توصیف این که چقدر باورنکردنی هستی کافی نیست.
امروز میخوام به مردی به نام کیم نامجون تبریک بگم. نه هنرمند. نه لیدر. نه کسی که تمام دنیا میشناسه. بلکه فقط تو — انسان.
پیش از هر چیز، در تو انسانی را میبینم که افکارش به شکلی شگفتانگیز در قلب من طنین میاندازد. گاهی حس میکنم انگار به یک زبان حرف میزنیم، حتی وقتی هزاران کیلومتر بینمونه. انگار یک قلب داریم که بعضی چیزها را یکسان حس میکند.
تو به من یاد دادی که لازم نیست انسان کاملی باشی. خیلی مهمتر این است که انسان بمانی — با «ا»ی بزرگ.
تو به من یاد دادی خودم باشم. خودم را بپذیرم. از افکار و احساسات خودم نترسم. و برای این، بیش از آنکه بتوانم با کلمات بیان کنم، سپاسگزارم.
در روز تولدت، صمیمانه سادهترین و مهمترین چیز را برایت آرزو میکنم — خوشحال باشی.
واقعاً. آرام یا بلند، در رؤیاهای بزرگ یا در سادهترین لحظهها. کاش همیشه کنارت کسانی باشند که با آنها راحت خودت باشی. کاش بهاندازهای که ممکن است دلیل برای لبخند زدن داشته باشی و بهاندازهای که ممکن است دلیل کمتری برای شک کردن به این که لایق بهترین چیزها هستی.
و اگر ممکن است، یک روز فرصت بده تا این را با چشم خودم ببینم — تو را واقعاً خوشحال ببینم.
کیم نامجون عزیز، تولدت مبارک.
از ته دل دوستت دارم. و امروز، شاید این تنها کلماتی باشد که واقعاً میتواند همه احساساتم را در خود جای دهد.
کیم نامجون، امروز نمیخوام درباره این حرف بزنم که چه هنرمند فوقالعادهای هستی و همه دستاوردهایت در صنعت موسیقی و خلاقیت رو ردیف کنم. 24 ساعت شبانهروز هم برای توصیف این که چقدر باورنکردنی هستی کافی نیست.
امروز میخوام به مردی به نام کیم نامجون تبریک بگم. نه هنرمند. نه لیدر. نه کسی که تمام دنیا میشناسه. بلکه فقط تو — انسان.
پیش از هر چیز، در تو انسانی را میبینم که افکارش به شکلی شگفتانگیز در قلب من طنین میاندازد. گاهی حس میکنم انگار به یک زبان حرف میزنیم، حتی وقتی هزاران کیلومتر بینمونه. انگار یک قلب داریم که بعضی چیزها را یکسان حس میکند.
تو به من یاد دادی که لازم نیست انسان کاملی باشی. خیلی مهمتر این است که انسان بمانی — با «ا»ی بزرگ.
تو به من یاد دادی خودم باشم. خودم را بپذیرم. از افکار و احساسات خودم نترسم. و برای این، بیش از آنکه بتوانم با کلمات بیان کنم، سپاسگزارم.
در روز تولدت، صمیمانه سادهترین و مهمترین چیز را برایت آرزو میکنم — خوشحال باشی.
واقعاً. آرام یا بلند، در رؤیاهای بزرگ یا در سادهترین لحظهها. کاش همیشه کنارت کسانی باشند که با آنها راحت خودت باشی. کاش بهاندازهای که ممکن است دلیل برای لبخند زدن داشته باشی و بهاندازهای که ممکن است دلیل کمتری برای شک کردن به این که لایق بهترین چیزها هستی.
و اگر ممکن است، یک روز فرصت بده تا این را با چشم خودم ببینم — تو را واقعاً خوشحال ببینم.
کیم نامجون عزیز، تولدت مبارک.
از ته دل دوستت دارم. و امروز، شاید این تنها کلماتی باشد که واقعاً میتواند همه احساساتم را در خود جای دهد.
- ۱۸۸
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط