جهیزیه؛ اونقدر بد نیست که خوب باشه! نقد طنز فیلم جهیزیه در نقد با زیرشلواری
جهیزیه فیلمی که همه فکر میکردیم قراره کمدی سال بشه. مهران احمدی، بیژن بنفشهخواه، الیکا عبدالرزاقی، یوسف صیادی... یعنی چی کم داری؟ یه عالمه ستاره، یه ایده طلایی (جهیزیه گم شده!)، یه کارگردان اول که قول داده بود یه چیز تازه بسازه.
خروجی چی شد؟ یه فیلم که وقتی از سالن میای بیرون، یادت میاد خونه چی خریدی! نه میخندوندی، نه گِریوندی، نه حتی یادت میاد اسم شخصیتها چی بود.
توی نقد سه قسمتی ما، این فیلم رو از هر طرف بستیم:
بخش فنی: کارگردانی که جرات نکرد از قاب امن بیرون بزنه، فیلمنامهای که انگار تو راه گم شد، و مهران احمدی که هنوز همون بهبود ۱۰ سال پیشه! بیژن بنفشهخواه هم که دیگه انقدر تکراری شده که وقتی میاد، میگی «سلام عمو جان!»
بخش نظریهها: فیلم میخواست درباره اضطراب ازدواج حرف بزنه، ولی انگار یادش رفت چرا صابر انقدر میلرزه. میخواست جهیزیه رو نقد کنه، ولی تهش گفت «همه چی خوبه، بریم خونه زندگیمون». آره بابا، کاش تو واقعیت هم اینقدر راحت بود!
بخش طنز: قوامی گفته بود «میخوام مخاطب لبخند بزنه، نه قهقهه». خب آقا، لبخند رو تو خونه هم میشه زد. ما بلیت خریدیم، پفک خریدیم، نشستیم... حداقل یه قهقههای بنداز!
نقد کامل رو از دست نده! اگه فیلم رو دیدی، بگو ببینم راست میگم یا زیادی بهش سخت گرفتم. اگه ندیدی، ببین بعدش نظرم رو تأیید میکنی یا نه!
00:06جهیزیه کمدی که جرئت نکرد خودش باشد
00:33چرا به این فیلم گیر دادیم
01:37کارگدان خواب آلئد بهبود تکراری
03:33فیلمنامه ایده عالی اجرایی زمین خورده
06:05بازیگری و ستاره های تکراری
07:28حرفهای قشنگ اجرای ناقص
07:57روانشناسی اضطراب صابر عمق صفر
08:49جامعه شناسی جهیزیه به مثابه فاجعه
09:47نشانه شناسی دالهای بی سرانجام
11:11کمدی که گم شد
13:50مقایسه با قندون جهیزیه عقب گرد نه پیشرفت
14:55جهیزیه گناهش اینه که می تونست عالی باشه
خروجی چی شد؟ یه فیلم که وقتی از سالن میای بیرون، یادت میاد خونه چی خریدی! نه میخندوندی، نه گِریوندی، نه حتی یادت میاد اسم شخصیتها چی بود.
توی نقد سه قسمتی ما، این فیلم رو از هر طرف بستیم:
بخش فنی: کارگردانی که جرات نکرد از قاب امن بیرون بزنه، فیلمنامهای که انگار تو راه گم شد، و مهران احمدی که هنوز همون بهبود ۱۰ سال پیشه! بیژن بنفشهخواه هم که دیگه انقدر تکراری شده که وقتی میاد، میگی «سلام عمو جان!»
بخش نظریهها: فیلم میخواست درباره اضطراب ازدواج حرف بزنه، ولی انگار یادش رفت چرا صابر انقدر میلرزه. میخواست جهیزیه رو نقد کنه، ولی تهش گفت «همه چی خوبه، بریم خونه زندگیمون». آره بابا، کاش تو واقعیت هم اینقدر راحت بود!
بخش طنز: قوامی گفته بود «میخوام مخاطب لبخند بزنه، نه قهقهه». خب آقا، لبخند رو تو خونه هم میشه زد. ما بلیت خریدیم، پفک خریدیم، نشستیم... حداقل یه قهقههای بنداز!
نقد کامل رو از دست نده! اگه فیلم رو دیدی، بگو ببینم راست میگم یا زیادی بهش سخت گرفتم. اگه ندیدی، ببین بعدش نظرم رو تأیید میکنی یا نه!
00:06جهیزیه کمدی که جرئت نکرد خودش باشد
00:33چرا به این فیلم گیر دادیم
01:37کارگدان خواب آلئد بهبود تکراری
03:33فیلمنامه ایده عالی اجرایی زمین خورده
06:05بازیگری و ستاره های تکراری
07:28حرفهای قشنگ اجرای ناقص
07:57روانشناسی اضطراب صابر عمق صفر
08:49جامعه شناسی جهیزیه به مثابه فاجعه
09:47نشانه شناسی دالهای بی سرانجام
11:11کمدی که گم شد
13:50مقایسه با قندون جهیزیه عقب گرد نه پیشرفت
14:55جهیزیه گناهش اینه که می تونست عالی باشه
- ۲۰۵
- ۲۷ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط