میانِ کتاب‌ها گشـتم

میانِ کتاب‌ها گشـتم
میانِ روزنامه‌های پوسـیده‌ی پُرغـبار،
میانِ تمام صورت‌های جهانم،
در خواب‌های مبهمِ شبانه‌ام،
در خاطـراتِ خویش
آن چنان گشتم کهٔ تمام فردا هایم تباه شد،
اما خوشا به حالم که معبودی
پرستیدنی تر از تو نیافتم،
تنها فردایی برای خود داشتم و آن فردا تو بودی‌.
دیدگاه ها (۱۰۷)

‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌اند و من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط