شود تا ظلمتم از بازی چشمت چراغانی

شود تا ظلمتم از بازی چشمت چراغانی
مرا دریاب ، ای خورشید در چشم تو زندانی !
خوش آن روز که بینم باغ خشک آرزویم را
به جادوی بهار خنده هایت می شکوفانی
بهار از رشک گل های شکر خند تو خواهد مرد
که تنها بر لب نوش تو می زیبد ، گل افشانی
شراب چشم های تو مرا خواهد گرفت از من
اگر پیمانه ای از آن به چشمانم بنوشانی
یقین دارم که در وصف شکر خندت فرو ماند
سخن ها بر لب « صمیمی » قلم ها در کف « مانی »
نظر بازی نزیبد با تو هر کس را که می بینی
امید من ! چرا قدر نگاهت را نمی دانی...؟🦋🦋

#saharshehim💖

#عاشقانه
#بهترینم
دیدگاه ها (۰)

در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارمکز سر زلف و رخش نعل در آتش دار...

جانانم❤💕و خــوب می دانـــیهر جـایِ دنیـا که باشــیحــواسِ دل...

‍ بیا این پلک خیسم را بکن چتری برای شعر بارانتبیا با من قدم ...

تقدیم به زندگیم💐‌هزار گل اگرم هست ، هر هزار تويىگل اند اگر ه...

یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرارخ و زلفت عوض شام و سحر بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط