و او تنها یک رویا بیش نبود!

و او تنها یک رویا بیش نبود!




















































































_کافه تهکوک #TK


































































The disease of memories with you`
دیدگاه ها (۵)

و اگه کسی اذیتت کرد. میخوام ازش انتقام بگیرم.. ولی دستام شکس...

یه کسفضول : هی عوضی پشتت به کی گرمه؟ *اشاره به کوکی ته : به ...

فاجعه از اونجایی شروع شد که او خندید..و خنده ی او با بقیه فر...

وای من الان خودکشی میکنمممم این تهکوک در توانم نیستتت {اسلای...

Are you starving so like me?You're the reason I don't eatYou...

-My memories with you were blacker than your eyes

The hardest goodbyes are the ones that are never said. The u...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط