نمیدانم عاشق چشمانت شدم یا لبخندت صدایت یا آن طرز نگاهی

نمیدانم عاشق چشمانت شدم یا لبخندت ، صدایت یا آن طرز نگاهی که ، جهان زیر پایم را زیر و رو میکند ؛
راستش را بخواهی حتی نمیدانم از کجا شروع شد ، از کدام لحظه ، کدام حرف ، کدام سکوت ، کدام فریاد ؛
فقط میدانم که بی هیچ دلیل منطقی ، بی هیچ نشانه مشخصی ، دلم افتاد به دام نامعلوم بودنت...
ومن...من فقط عاشقت شدم ، نه برای چیزی ، نه بخاطر چیزی ، فقط برای خودت ، برای همان حضوری که بی هیچ توضیحی ، برایم همه چیز شد ....


"یلدا"
دیدگاه ها (۳)

بچه ها یکم خسته‌ام نمیتونم پارت بزارم امید وارم درک کنید...

#استوری_درخواستی💜💫 دارم زیر فشار از دور دوست داشتنت خرد میشم...

مربوط به پارت دو:

ᴘᴀʀᴛ21

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط