نمیدانم عاشق چشمانت شدم یا لبخندت ، صدایت یا آن طرز نگاهی

نمیدانم عاشق چشمانت شدم یا لبخندت ، صدایت یا آن طرز نگاهی که ، جهان زیر پایم را زیر و رو میکند ؛
راستش را بخواهی حتی نمیدانم از کجا شروع شد ، از کدام لحظه ، کدام حرف ، کدام سکوت ، کدام فریاد ؛
فقط میدانم که بی هیچ دلیل منطقی ، بی هیچ نشانه مشخصی ، دلم افتاد به دام نامعلوم بودنت...
ومن...من فقط عاشقت شدم ، نه برای چیزی ، نه بخاطر چیزی ، فقط برای خودت ، برای همان حضوری که بی هیچ توضیحی ، برایم همه چیز شد ....


"یلدا"
دیدگاه ها (۳)

تنهایی

دلم برای خودم تنگ استروزهاست که افسرده به عکسی که در قلبم دا...

گاهی دلم روشن می شود ، امیدی در دلم می غلتد که شاید امروز تو...

و دوباره تصمیم گرفتم برایت بنویسم ، با اینکه میدونم دیگه نیس...

و دوباره تصمیم گرفتم برایت بنویسم ، با اینکه میدونم دیگه نیس...

🌹 نـ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_سیزدهم#...

نمیدانم ... دستانتان را از پشت بسته بودند یا از رو به رو ......

نمیدانم ... دستانتان را از پشت بسته بودند یا از رو به رو ......

𝐇𝐚𝐩𝐩𝐲 𝐁𝐢𝐫𝐭𝐡𝐝𝐚𝐲 𝐌𝐨𝐨𝐧😭🤍🤏🏻))

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط