آنکه به دل اسیرمش در دل و جان پذیرمش

آنکه به دل اسیرمش در دل و جان پذیرمش
گرچه گذشت عمر من باز ز سر بگیرمش

#ܭُنج‌‌ِخیـاܠ
دیدگاه ها (۰)

عشق از ازلست و تا ابد خواهد بودجویندهٔ عشق بی عدد خواهد بودف...

آن شب ڪه دهی نور چو مَه تا به سحرگاهمن در پی ماهِ توچو سیاره...

دلی دارم که گرد غم نگرددمیی دارم که هرگز کم نگردددلی دارم که...

عمری دگر بباید بعد از وفات ما راکین عمر طی نمودیم اندر امیدو...

گرچه بر پیکرمان زخم زیاد است ولیما چو نخلیم تا سر نرود جان ن...

پناه بودن، تو را قشنگ تر میکند چه باشی برای کسی چه باشد کسی ...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط