باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب
تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب
ساز در دست تو سوز دل من می گوید
من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب
مرغ دل در قفس سینه من می نالد
بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
زیر هر پرده ساز تو هزاران راز است
بیم آنست که از پرده فتد راز امشب
گرد شمع رخت ای شوخ من سوخته جان
پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشب...

🌸❤❤🌸

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۳)

ناجیِ روزهاے سخــتم🌸🍃همه جایِ زندگـیم یاد توستدر خـیالم جاری...

امشبَم شعرت دوباره شعر نابی دیگرستلحظه ای که زلفها،در پیچ وت...

تمام دنیای من💞هوسِ تو را دارم که دیوانه ام کنی با خواندنِ یک...

خوشـا_چشمۍ_ڪ_خوانـد_حرف_دل_را...💎براۍهیچڪس آن‌قدرهـا مهمـ نی...

امشب قلم با یادتو نغمه سرایی میکنددر قالب شعر غزل بس خود نما...

چندین ساله تواین باغ قدم می زنم امروز به یاد دوستان ویسگون ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط