نمیدانم چرا اما به قدری دوستت دارم

نمی‌دانم چرا اما به قدری دوستت دارم
که از بیچارگی گاهی به حال خویش می‌گریم

#گل_گلدار
#ܭُنج‌‌ِخیـاܠ
دیدگاه ها (۲۰)

من نوشتم عاشقش هستم ولی او در جواب هی نوشتُ هی نوشتُ و هی نو...

عشق اکنون مهربانی می‌کندجان جان امروز جانی می‌کنددر شعاع آفت...

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارتکه گر روزی بر آید از دلم آهی بس...

مرا بپیچ در حریر بوسه ات مرا بخواه در شبان دیرپا مرا دگر رها...

در انتهای راه خویش نمی دانم آیا تو را خواهم دید

چه شد در من نمی دانمفقط دیدم پریشانمفقط یک لحظه فهمیدمکه خیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط