گفتمش

گفتمش
شیرین ترین آواز چیست ؟
چشم غمگینش به رویم خیره ماند
قطره قطره اشکش از مژگان چکید
لرزه
افتادش به گیسوی بلند
زیر لب غمناک خواند
ناله زنجیرها بر دست من
گفتمش
آنگه که از هم بگسلند
خنده تلخی به لب آورد و گفت
آرزویی دلکش است اما دریغ
بخت شورم ره برین امید بست
و آن طلایی زورق خورشید را
صخره های ساحل مغرب شکست
من بخود لرزیدم
از دردی که تلخ
در دل من با دل او می گریست
گفتمش
بنگر د راین دریای کور
چشم هر اختر چراغ زورقی ست
سر به سوی آسمان برداش
#اتاق_سرد_ابی
#خاص
#دلنوشته
دیدگاه ها (۰)

سینه باید گشاده چون دریاتا کند نغمه ای چو دریا سازنفسی طاقت ...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلندسایه ي سوخته دل این طمع خام م...

براى "اتفاق خوب" زندگى ات منتظر باشهر قدر كه لازم است!اصلاً ...

اهل شعرم… اهل تنهایی و درد… پیشه ام فریاد است!! کاسبم… کاسب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط