حوالی خیابانی نشسته بودم خیابانی سوت و کور خالی از هر

حوالیِ خیابانی نشسته بودم، خیابانی سوت و کور، خالی از هر آدمی، دفتری داشتم پر شده از طرح چشمان تو، عکس هایی برایم مانده بود از نگاه های زیبای تو، من ماندم و شاعری های عاشقانه، آن هم برای تو. اما چه فایده عزیزم؟ تو رویایی هستی که هرگز تمام نمی‌شوی.
دیدگاه ها (۵)

یادت نرھ تو فقط خودتو داری‌‌.

خانوادم هیچ وقت ندیدن:)

"خشم" ۳ حرف داره "عشق" هم همینطور "گریه" ۴ حرف داره "خنده" ه...

این هوایی که برت داشته , اکسیژنشو من ساختم!

My soul part 12یک جفت بال... بال!...فرشته: بله عزیزم، بال......

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط