وَ من به یکباره یاد گرفتم دیگر کسی رو دوست نداشته باشم ،

وَ من به یکباره یاد گرفتم دیگر کسی رو دوست نداشته باشم ، باری روی شانه هایش نباشم ، که نداند با من چه کند و کجای دلش بگذارد که نه من بشکنم ، و هم او ثابت بماند ، و من به یکباره یاد گرفتم همه ی اعتمادم را در کوله پُشتی‌ام پنهان کنم تا دست هیچ احد الناسی بهش نرسد ، تا بشود اسباب بازی کودکی های نداشته اش و مَن به یکباره اینچنین قَد کشیدم
و بزرگ شدم.
#تکست_گرافی
دیدگاه ها (۰)

وَ من به یکباره یاد گرفتم دیگر کسی رو دوست نداشته باشَم,باری...

وَ من به یکباره یاد گرفتم دیگر کسی رو دوست نداشته باشَم,باری...

وَ من به یکباره یاد گرفتم دیگر کسی رو دوست نداشته باشَم، بار...

#وَ من به یکباره یاد گرفتم دیگر کسی رو دوست نداشته باشَم، با...

وَ من به یکباره یاد گرفتم دیگر کسی رو دوست نداشته باشَم, بار...

وَ من به یکباره یاد گرفتم دیگر کسی رو دوست نداشته باشم ، بار...

وَ من به یکباره یاد گرفتم دیگر کسی رو دوست نداشته باشَم؛باری...

وَ من به یکباره یاد گرفتم دیگر کسی رو دوست نداشته باشَم,باری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط