شب تولدم
شب تولدم
پارت 14
#: خب من به ات گفتم خجالت نمیکشی با این لباس پیشش میخوابی ~بعدگفت نه از چی خجالت بکشه دوس پسرشه دیگه و بعدش ات گفت نه خجالت نمیکشم و نه نیس صبر کن ینی چی توضیح بده دختر
ات: چیو توضیح بدم کات نکردم که
نیلا: نه بابا دیشب شوری داشتیم ما (خنده)
ات: نیلا خفه شو(خنده)
&: ما از خودیم ات بگو (خنده)
ات: خب دیگه چند روز که نمیتونیم جز برای هم برای کس دیگه ای باشیم (خجالت)
کلی: او مثلا میتونی بگی چیشده (خنده)
ات: کلیییی..... درسته سنم کمه اما کوک گفت که قراره برگشتیم باهم ازدواج کنیم
نیلا: ات نمیخوای بگی چرا دیشب تا ساعت 3 صب بیدار بودیم (خنده)
ات: نیلاااا باوا ایش (خجالت)
کلی همه فهمیدن دیگه (خنده)
کلی: خب من تعریف کنم پرنسس جئون؟
ات: تعریف کن و دیگه هم با لقبی که پسرا بهم میدن صدام نکننن بچه خب (خنده)
کلی: خب گوشا اینجا تعریف کنم
تهیونگ: پاشین بیاین تو پذیرایی
کلی: بحث داغه نمیایم و نیاین
جونگ کوک: عا پرنسسمو اذیت نکنینا
نیلا: باشه برین فعلا
کلی: خب داشتم میگفتم دیشب خانم ات مثلی که چیزایی گفتن و کوک رو فرستاده که اینو بگیره(اشاره به بسته کا... دوم
#: عووووو
کلی: بعدش خانم اومده تو اتاق ما قایم شده وقتی کوک اومد ات رو پیدا کردو برد صداشون تا هفت فرسخ اونورتر میرفت عا بد خانم با این لباسا که جونگ کوک به هزار بدبختی اجازه میده جلو ته و جیمین بپوشه پاشد رفت ساحل و پسری هم مزاحم خانم شده جونگ کوک هم دیدشون و اتو.... اره
&~#: عوووووو
#: پرام
ات: تو اینا رو از کجا میدونی
کلی: تهیونگ برام تعریف کرد بعد از اینکه جونگ کوک اومد گرفتت
نیلا: نماند قهرن باهم
ات: نه صب اشتی کردیم (خنده)
جونگ کوک: نودلا امادس پاشین بیاین دیگه
ات: الان میایم
&: پس الان کوک و ات... به به (دست میزنه)
ات:پاشین بریم(خنده)
ویو کوک:
در باز کردن اومدن بیرون همینطور که دستام رو به جزیره زده بودم
جونگ کوک: مهد کودک جوجه اردکا(اروم)
تهیونگ: دقیقا(خنده بلند)
ات: نخندینا تهیونگ از جونگ کوک دور شو از دستش ناراحتم هنوز
جونگ کوک: یک هزار بار بهت گفتم ببخشید دو تقصیر خودت بود سه براچی الان با این لباس اومدی چهار ما صب حلش کردیم پنج چرا دهن منو باز میکنی جلو همه شیش چرا انقدر غر میزنی
ات: وا الان تو داری غر میزنی بچه ها بیاین بشینین سر میز
جونگ کوک: ات لباس
ات: نمیخوام بچه ها ازخودمونن دیگه اینا هم که دوستامن و دخترن
جونگ کوک: ات
ات: جونگ کوک
جونگ کوک: دهنمو وا نکن جلو دوستات ها
ات: قبل تو کلی وا کرد دهن مبارکشو
کلی: من اجازه گرفتم اوللل تقصیر من نیستا تهیونگ تو یچیزی بگو
تهیونگ: غذاشونو بزار جلشون داداش ولش کن(خنده)
جونگ کوک: گفتم که(خنده)
ویو ات:
از رو صندلی بلند شدم رفتم پیش کوک و ته
ات: چی بینتونه
تهیونگ: هیچی لقب جدیدت جوجه اردک جونگ کوک گذاشته روت(خنده)
جیمین: هی من بودمممم نامرد(خنده)
ویو کوک:
ات رو بلند کردم و گذاشتمش رو جزیره
ات: هی چیکار میکنی
تولدت مبارک خوشگل خانم 💋
@989902_2993
پارت 14
#: خب من به ات گفتم خجالت نمیکشی با این لباس پیشش میخوابی ~بعدگفت نه از چی خجالت بکشه دوس پسرشه دیگه و بعدش ات گفت نه خجالت نمیکشم و نه نیس صبر کن ینی چی توضیح بده دختر
ات: چیو توضیح بدم کات نکردم که
نیلا: نه بابا دیشب شوری داشتیم ما (خنده)
ات: نیلا خفه شو(خنده)
&: ما از خودیم ات بگو (خنده)
ات: خب دیگه چند روز که نمیتونیم جز برای هم برای کس دیگه ای باشیم (خجالت)
کلی: او مثلا میتونی بگی چیشده (خنده)
ات: کلیییی..... درسته سنم کمه اما کوک گفت که قراره برگشتیم باهم ازدواج کنیم
نیلا: ات نمیخوای بگی چرا دیشب تا ساعت 3 صب بیدار بودیم (خنده)
ات: نیلاااا باوا ایش (خجالت)
کلی همه فهمیدن دیگه (خنده)
کلی: خب من تعریف کنم پرنسس جئون؟
ات: تعریف کن و دیگه هم با لقبی که پسرا بهم میدن صدام نکننن بچه خب (خنده)
کلی: خب گوشا اینجا تعریف کنم
تهیونگ: پاشین بیاین تو پذیرایی
کلی: بحث داغه نمیایم و نیاین
جونگ کوک: عا پرنسسمو اذیت نکنینا
نیلا: باشه برین فعلا
کلی: خب داشتم میگفتم دیشب خانم ات مثلی که چیزایی گفتن و کوک رو فرستاده که اینو بگیره(اشاره به بسته کا... دوم
#: عووووو
کلی: بعدش خانم اومده تو اتاق ما قایم شده وقتی کوک اومد ات رو پیدا کردو برد صداشون تا هفت فرسخ اونورتر میرفت عا بد خانم با این لباسا که جونگ کوک به هزار بدبختی اجازه میده جلو ته و جیمین بپوشه پاشد رفت ساحل و پسری هم مزاحم خانم شده جونگ کوک هم دیدشون و اتو.... اره
&~#: عوووووو
#: پرام
ات: تو اینا رو از کجا میدونی
کلی: تهیونگ برام تعریف کرد بعد از اینکه جونگ کوک اومد گرفتت
نیلا: نماند قهرن باهم
ات: نه صب اشتی کردیم (خنده)
جونگ کوک: نودلا امادس پاشین بیاین دیگه
ات: الان میایم
&: پس الان کوک و ات... به به (دست میزنه)
ات:پاشین بریم(خنده)
ویو کوک:
در باز کردن اومدن بیرون همینطور که دستام رو به جزیره زده بودم
جونگ کوک: مهد کودک جوجه اردکا(اروم)
تهیونگ: دقیقا(خنده بلند)
ات: نخندینا تهیونگ از جونگ کوک دور شو از دستش ناراحتم هنوز
جونگ کوک: یک هزار بار بهت گفتم ببخشید دو تقصیر خودت بود سه براچی الان با این لباس اومدی چهار ما صب حلش کردیم پنج چرا دهن منو باز میکنی جلو همه شیش چرا انقدر غر میزنی
ات: وا الان تو داری غر میزنی بچه ها بیاین بشینین سر میز
جونگ کوک: ات لباس
ات: نمیخوام بچه ها ازخودمونن دیگه اینا هم که دوستامن و دخترن
جونگ کوک: ات
ات: جونگ کوک
جونگ کوک: دهنمو وا نکن جلو دوستات ها
ات: قبل تو کلی وا کرد دهن مبارکشو
کلی: من اجازه گرفتم اوللل تقصیر من نیستا تهیونگ تو یچیزی بگو
تهیونگ: غذاشونو بزار جلشون داداش ولش کن(خنده)
جونگ کوک: گفتم که(خنده)
ویو ات:
از رو صندلی بلند شدم رفتم پیش کوک و ته
ات: چی بینتونه
تهیونگ: هیچی لقب جدیدت جوجه اردک جونگ کوک گذاشته روت(خنده)
جیمین: هی من بودمممم نامرد(خنده)
ویو کوک:
ات رو بلند کردم و گذاشتمش رو جزیره
ات: هی چیکار میکنی
تولدت مبارک خوشگل خانم 💋
@989902_2993
- ۱.۴k
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط