انقدر از تو سرودم

انقدر از تو سرودم
که یک شهر عاشق تو شد
درد عشقت کم بود
حالا با کوه رقیبان چه کنم ؟
دیدگاه ها (۴)

همیشه از همان ابتدای آشناییمان در هراس چنین روزی بودم و کابو...

گاهی دلم ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﻡ تنگ می شودﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺎﮐﯽ ...

گاهی باید رد شد ،باید گذشت ؛گاهی باید در اوج نیاز نخواست ..گ...

نه در انتظار کسی، نه در انتظار چیزی و نه دلواپسِ رویدادی! خن...

💢گاهی درد آنقدر بزرگ است که کلمات کم می‌آورند...

بِاللَّه که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شودآوارگیِ و کوه و بیابانم ...

یه جا خوندم نوشته بود: کمی برای ماندنم اصرار کن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط