مهـربـان مـن...!

مهـربـان مـن...!
نمیدانمـ چشمهایمـ تـا بـه کـی
فرصتــ دیـدن دارنـد..
و زبانمـ فرصتــ سخـن گفـتن..

مـن در آخرین لحـظه ای که بتوانمـ ببینمـ
قبـل از آخریـن پلکــ
تـو را خواهمـ دیـد...

و در نفـس هـای آخـر ،
شمـاره بـه شمـاره
تـو را خواهمـ خـوانـد...

و در دنـیایی که دوبـاره شـکوفه خواهیمـ زد
در شـروع دوبـاره ی دیـدن ،
در اولیـن نـور
پـس از بـاز شـدن پلکــ هایمـ
تـو را خواهمـ دیـد...

وقتـی کـه فرصتــ سـخن گفـتن را
بـه مـن بدهنـد..

در اولیـن کلامـ ،
تـو را می خوانمـ..
و بـه دوستــ داشتنتـــ ادامـه می دهمـ...!🦋💞🦋


#عاشقانه
#خاصترینم◦•●◉✿
دیدگاه ها (۲)

جانانم💞آرامـ باش! درستــ می شود ...نه هیچ شـبی و نه هیـچ زمس...

مهـربان باشیمـ ...🦋🦋دنیـا ارزش ناراحتــ بـودن را نـدارددر دن...

خودِ مَن از خودِ مََن رنجیدهکاش پرواز کند روحِ منِ غَم دیده💟...

به من آهسته میگوید که من شمعم تو پروانهبیا امشب کنارم باش که...

ما شکوفه می‌زنیم، آره داریم شکوفه می‌زنیم، عزیزمما شکوفه می‌...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط