قضیهش این بوده

قضیه‌ش این بوده:
یه دختر که خیلی فقیر بوده مجبور میشه جیب رئیسشو بزنه، ولی رئیسش میفهمه اون دزدیده و دختررو پیدا می‌کنه و بهش میگه پولمو پس بده و گرنه می‌کشمت دختره که پولو خرج کرده بهش میگه ۳ روز مهلت بده تا پولتو پس بدم ۳ روز میگذره دختره نمیتونه پولو جور کنه پسره دختره رو میدزده شکنجه‌ش می‌کنه بعد از شکنجه های زیاد میمیره جسدشو تیکه تیکه میکنن استخواناشو تو اسید میسوزنن و فقط جمجمه‌ش میمونه که اونو تو عروسک هلو کیتی مخفی میکنن:)
دیدگاه ها (۱۶)

و نامه های شیرین تری:)ولی اون فراتر از دوستمه!

زیبایی سویون>>🛐🛐🛐🛐🛐#جی_آیدل #سویون

تا وقتی ناخنام هستن کاتر میخوام چیکار://

دوست داشتن یکی هیچوقت وقت هدر دادن نیست:)درسته دیگه حتی نمیت...

مافیای شیرین من [p10]

#مافیای_عاشق خو دوستان بریم سراغ تهیونگ از زبان راوی فیک: کی...

سه پارتی از سانزو‌ #پارت2:نمیدونم، اگه میخوای بخوابی بخواب،ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط