love or lust          Part 13

..love or lust.. Part 13

☆عشق یا هوس★ [Part¹³]

&: توهم همیشه اینقدر سوال هارو بی جواب میزاری؟!(خونسرد و کلافه)
میسو:...
&: نشنیدی؟
میسو:.. من....(ترس)
&: اهمم.. ولی نشنیدم جوابمو بدی.(خونسرد)
میسو:...
&:..من ادم صبوری نیستم! یعدفه دیدی خودم دست به کار شدم تا مجبور شی تا خوده صبح برام حرف بزنی...از من گفتن بود(کلافه )(یاد قضیه کتاب هزارو یک شب افتادم)
میسو:...
ترس و این مقدار نزدیکیش بهم و عطر یهویی مردونش مانع بیان کردن حتی یک کلمه میشد... از عواقب نافرمانی میترسیدم اما هیچ کاری از دستم بر نمی یومد..
در تقلا برای به حرکت در آوردن فکم بودم که یهوو گف..
&:سرتو بگیر بالا...(دست توری و عصبی)
میسو:...
&:سرتو بگیر بالا!..همین الان!.(عصبی و به شدت کلافه)
به طرز عجیبی هیچ کنترلی بر روی حرکاتم نداشتم و انگار بدنم در انتظار چیزی بی تابی می کرد و توان کنترل بدنمو ازم گرفته بود..
تا اومدم کمی سرمو بالا بگیرم یهو تاقتش طاق شد و فورا
روی زانوهاش فرود اودم و بالحنی که  بجز کلافگی  چیزی درونش نشون نمی داد گف:..
&: نگام کن...(کلافه)
میسو:..
باز نافرمانی پشت نافرمانی.. کنترل حرکاتم رو از دست داده بودم که یهو اون با گرفتن فکم تو دستش کنترل همه چیزمو دستش گرفت.
تا اومدم از زیر حصارش فرار کنم یهووو
«ادامه دارد»
لایک و کامنت؟!!؟
دیدگاه ها (۱۷)

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part #جونگکوکویو جونگک...

#عروس_فراری 🤍👀Part: ¹⁵سوهون: برو اون زنی//که رو وردار بیار ....

قسمت چهارم .مافیای عشق.

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "33"هانا : لطفا بگیر دستم رو گرفت و بلند شدهمینجور...

❥ 𖨥 شکجه ی عشق ❥ 𖨥part ¹⁵پرش زمانی به صبح‌ویو میسو صبح با خس...

...The most sacred lov ... Part3

..love or lust.. Part29

PART:¹⁰خواست پیک دوم رو بنوشه که صدای گریه آشنایی شنید درست ...

❥ 𖨥 شکجه ی عشق ❥ 𖨥part ³⁷با خارج شدن کوک از اتاق سرمو آروم گ...

❥ 𖨥 شکجه ی عشق ❥ 𖨥part ²⁵ویو میسو خواب بودم ک یهو وحشت زده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط