mysecretlove

#my_secret_love
پارت1
*ویو وی*
ساعت ۶ صبح بود که ساعتم به صدا در اومد هنوز توی شک بودم و نیم ساعت بعد پشدم که دیدم ساعت ۶ و نیمه سریع پشدم و حاضر شدم و رفتم دانشگاه. که در بسته
وی: ای گندش بزنم *پشدم و رفتم از دیوار بالا و کیفم انداختم پایین
کوک: کیف از کجا اومد *رفت نزدیکه کیفه
وی: هی پسر هواست..*افداد روی کوک و ل.ب هاشون بهم خورد
کوک: داری چه غلطی میکنی
وی: ببخشید مجبور شدم
کوک:*غرق وی شده بود
وی: هی داش حالت خوبه به چی زل زدی
کوک: هیچی بیا برو سز کلاست من کار دارم باید برم بیرون
وی: عجب
کوک: اسمت چیه
وی: کیم تهیونگ و شما
کوک: منم جونگ کوکم
وی: خوش بختم داداشی
کوک:*خنده

ادامه دارد...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شرط
۱۰ لایک
۵ کامنت
۱ فالوور
دیدگاه ها (۴)

#my_secret_love شخصیت های اصلی: کیم تهیونگ، جئون جونگکوک جون...

#دبیرستان_مخفی_من پارت ۲۸ ولی این اخر داستان نبود وقتی داشتن...

بوسه ی اولمثل همیشه لباسام رو پوشیدم موهام رو بالا بستم و لب...

در چنگ عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط