"باران میبارید؛

"باران میبارید؛
قلب‌هایشان در آغوش هم میگریست؛
تمام دل‌و جانشان به احترام سرمای آسمان نفرین شده‌ی سپیده‌دم، منجمد شده بود، اما چه‌جای برای هراس بود؟؛
آن دو یکدیگر را داشتند، "هم‌قفسی بی‌قفس" و کافی‌تر از آن، جانشان یک‌دیگر بود و یک‌دیگر جانشان!"


#تهکوک
#بی_تی_اس
دیدگاه ها (۰)

🌷معلم شهید🌷آن‌ها نرفتند؛فقط از هیاهوی خاک، به آرامش افلاک کو...

The Joke That Broke Us

رمان تاجی از سوءتفاهم

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

( last minute )

یور : آنیا... تو زیباترین چیزی هستی که تا به حال دیده‌ام.لوی...

فیک تهکوک وارث زار

یک شب معمولیباران آرامی پشت پنجره می‌بارید.جونگ‌کوک روی مبل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط