💜💜

💜💜
پائیز ...
چمدانش را بسته
انتهای جاده ی آذر به انتظار نشسته
رد پاهایش خیس
و کوله بارش لبریز
از اینهمه برگی که از درختان
تکانده است ...
دیدگاه ها (۰)

💜💜به دلم پناه می ‌برماز شر تنهاییپای حرف‌ هایش می ‌نشینمهمه ...

💜💜تو نه دوری تا انتظارت کشمو نه نزدیکی تا دیدارت کنمو نه از ...

💜💜جایی کهدلتنگی از حد بگذردچشم ها به حرف می آیندبا الفبای اش...

💜💜کاش می دانستیتکرار "تو" برایمچقدر زندگی بخش است...درست مان...

پارت ۲۰صدای خرچ خرچ شاخه ها زیر چکمه های ساکورا توی جنگل ساک...

ادامه پارت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط