فیک کوک

فیک کوک
خوناشام اصیل
پارت 4
فلش بک به ۱۲سال پیش
ویو کوک
داشتیم مثل همیشه میرفتیم سمت اتاق ا.ت دختر عموم که ۶ماهشع خیلی نازه اون خیلی کوشولو عه من ازش ۱۶ سال بزرگ ترم
در اتاقش رو باز کردیم اما؛اما جابود و بچه نبود مادر ا.ت شروع کرد به جیغ زدن که همه ریختن تو اتاق و منو اجوما بیرون برد منم اروم از دستش در رفتم و رفتم در اتاق اقاجون فالگوش وایستادم و گوش دادم بابا بزرگ میگفت:حتما کار اونه اون دشمنه اون ا.ت رو برد به دنیای انسان ها حالا چون نیمه انسانه شانس بیاره و زنده بمونا ما باید ا.ت رو پیدا کنیم اون فرزند برگذیده ماهه
که اجوما منو پیدا کرد و به اشپز خونه رفتیم
دیدگاه ها (۱)

فیک کوکعشق تدریجیپارت نمیدونم چند 38 فکر کنم هسخاب خاب استرا...

گایززززززز یک نفر موندهههههههه

فیک کوکخوناشام اصیل پارت3ویو کوکاههههه دوباره با صدای این گن...

فیک کوکخوناشام اصیلپارت۲رفتم تو اتاقم اول از همه وسایل لازم‌...

پارت ۲۵ ویو ا / ت چشمام رو کم کم باز کردم ...ساعت. ۱۱:۴۵ . ب...

Love in the dark①③*چهار ماه بعد*نشسته بودم رو کاناپه و داشتم...

خونآشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط