مادر بزرگم آخرین پنجشنبه حلوا می پخت بین همسایه ها پخش می

مادر بزرگم آخرین پنجشنبه حلوا می پخت بین همسایه ها پخش میکردیم بعدش چند تا از سبزه های گندمی که کاشته بود به آرامگاه ابدی می برد و سر مزارها میزاشت و می گفت :
"اگه آدم مردهاش زیر خاکی که روش زندگی میکنه نباشن اون آدم دیگه به اون خاک تعلق نداره "
بله ما متعلق به این خاک هستیم لاله هایی رو به آغوشش سپردیم.
مادرم ایران امسال عیدش طعم حلوا می‌دهد، آسمانش سیاه پوش است.
دردی است که باید همینطور بماند....
منم فرزندت چون تو رنجیده ام در غبار ایستاده ام....
سالی که گذشت یک قرن بود من غریبه تر با خودم تو غریب
سیلی از اشک در دل داریم اما شوق پرواز در سر
شاید من و تو، ای وطن با هم آینده ای نداشته باشیم اما زمان حال رو داریم.
هم وطن آخر این جنگ شرف می ماند......
عید مبارک
1404/12/29
#ما_دوباره_سبز_خواهیم_شد
#عید
#برای_ایران
دیدگاه ها (۰)

کثافت ها رو بهتر بشناسیم 😶#مرگ_بر_وطن_فروش#سلبریتیهای_دوزاری...

می اندیشم پس هستم، هستم چون فکر میکنم و فکر می‌کنم چون شک می...

لاله هایی در آغوش آب....#ماندگار_چون_دنا#ناو_دنا#شهدا_زنده_ا...

سریال =این دریا طغیان خواهد کرد#ایسفاد#این_دریا_طغیان_خواهد_...

کسی ک وقتی بگن رهبرت رو بزنیم چیکار میکنیخیلی خونسرد میگه عی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط