باز باران بی ترانه ؛

باز باران بی ترانه ؛
بی بهانه
با توام های فراوان ،
می خورد بر بام قلبم ,
یادم آرد چشم  پاکش :)!
گردش یک روز شیرین،
در تار تار زلف هایش . .
سفت و محکم  سرد و تاریک ،
با دوپایش مثل آهو 
می دوید از یاد این دل
چه شتابان چه شتابان؛
از بهاران به زمستان ! »️
.
#ویسگون ، #عاشقانه ، #نوشته ، #آهنگ ، #آرمین_زارعی ، #بوی_یاس ، #نشر_راویس ، #مخاطب_خاص ، #شعر ، #عشق ، #دو_نفره ، #داستان ، #انتشارات ، #کتاب ، #غمگین
دیدگاه ها (۰)

چشمم چو به چشم آن پری چشم افتاداز چشم پری به چشم من چشم افتا...

آغوشِ تو آرامگاهمه. من یه ته سیگار روشن و سرگردونم و آغوش تو...

جایی از سریال " new pope " "کاردینال گوتیرز" در توضیح عشق می...

ما پادشاه را کشتیم، سعی کردیم دنیا را تغییر بدهیم. حالا تن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط