می خواستم لب باز کنم و بگویم که چقدر تشنه ام آنقدر که زب

می خواستم لب باز کنم و بگویم که چقدر تشنه ام، آنقدر که زبان در کامم…اما به جای کلمات اشک بود که از گوشه ی چشمم سرازیر شد …😢🖤
دیدگاه ها (۰)

امشب به روی مرتضی، لب های زهرا خنده کردآن دل گر از غم مرده ب...

شیعه یعنی غدیر.....اگر غدیر احیاء میشداگر مردم غدیر را فرامو...

احتمال داره سر ی ماجرا برای شاید 2 هفته ویسگونم نباشیم برای ...

جلوه ات برده دلم راگل میخک چه کنمنکنی گوشه چشمی به من اندک چ...

جلوه ات برده دلم راگل میخک چه کنمنکنی گوشه چشمی به من اندک چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط