ریشهها در خاک

ریشه‌ها در خاک
ریشه‌ها در آب
ریشه‌ها در فریاد
شب از ارواحِ سکوت سرشار است
و دست‌هایی که ارواح را می‌رانند
و دست‌هایی که ارواح را به دور
به دوردست
می‌تارانند
دو شبح در ظلمات
تا مرزهای خستگی رقصیده‌اند
ما رقصیده‌ایم
ما تا مرزهای خستگی رقصیده‌ایم
دو شبح در ظلمات
در رقصی جادویی
خستگی‌ها را باز نموده‌اند
ما رقصیده‌ایم
ما خستگی‌ها را باز نموده‌ایم
شب از ارواحِ سکوت سرشار است
ریشه‌ها از فریاد
و رقص‌های از خستگی
دیدگاه ها (۰)

شب را نوشیده‌امو بر این شاخه‌های شکسته می‌گریممرا تنها گذارا...

ماه منچشمان خیسم را دیده‌ای؟دست لرزانم را چطور؟فریاد سکوت لب...

دل سوخت مرا از اندوه این چشم براهانبر صبح نظر بسته ولی صبح ن...

شبم‌از‌بی‌ستارگی‌،شبِ‌گوردر‌دلم‌،پرتو‌ِستاره‌ی‌دورآذرخشم‌گهی...

✨ Part ¹⁵ : تقاصِ ابریشمی ✨ یک هفته از آن شبِ خونین گذشته بو...

#ࢪمان√       🌸دختࢪ‌عموۍ‌چآدࢪۍمن‌!🌸#به_قلم_بانو ❄️#قسمت12#یاس...

ممنون میشم وقت بذارید و بخونیدش ^^ ౨ৎفضای موزه ی قدیمی را از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط