سنگ شکاف می کند در هوس لقای تو

سنگ شکاف می کند در هوس لقای تو
جان پرو بال می زند در طرب هوای تو

آتش آب می شود عقل خراب می شود
دشمن خواب می شود دیده من برای تو
جامه صبر می درد عقل ز خویش می رود

بدون مخاطب
دیدگاه ها (۴)

آشفتگان عشقت گیرم که جمع گردند جمع از کجا توان کرد، دل های پ...

از چشم و دل مپرس که در اولین نگاه شد چشم من،خراب دل و دل خرا...

چون نیست ز هرچه هست جز یاد بدست چون هست بهر چه هست، نقصان و...

هر چه گویی آخری دارد جز حرف عشق کاین همه گفتند و آخر نیست ا...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

به دنبال همپارت ۷ ادامه پارت قبلهر دو با هم بخشی از شکاف را ...

خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مروای حیات دوستان در بوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط