وای دیشب تو خیابون داشتیم می‌گشتیم من شبی بچه ها یه بستنی

وای دیشب تو خیابون داشتیم می‌گشتیم من شبی بچه ها یه بستنی گرفتم و داشتم میقولدم یه گربه گوگولی پشمالو اوفتاد دنبالم آقا ببین انقد خودشو واسم لوس میکرد خدا چقدر گوگولی بوددددد
دیدگاه ها (۰)

خودت میدونی منظورم با تو فرشته کوچولو :)

تبریک بگید باز دوباره کراش زدم روششش

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

I can be myself with himPart³⁰[ویو تهیونگ]نفس های گرمی به گر...

درخواستی Part4یک ماه از ازدواجمون گذشته بود و همه چی عادی بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط