#رها☘ با تن زخمی جنگیدم

#رها☘ با تن زخمی جنگیدم
با چشم های گریون به سوی تغییر دویدم
با دلی شکسته نوشتم، خوندم، یاد گرفتم و عشق ورزیدم
نمیگم ساده بود اما باید از لجن زارهای تاریک زندگیم خودم رو نجات می دادم
من برای دوباره خندیدن و برای زنده کردن احساساتم، بارها تلاش کردم
سعی کردم از ساده ترین چیزها لذت ببرم وبا بزرگترین غم ها زندگی کنم
پس به من نگو نمیشه خوشبخت بود جون من لحظه به لحظه خودم رو از نو ساختم و هیچ وقت منتظر شادیهای باد آورده نموندم...
دیدگاه ها (۲)

#رها☘ جنگیدن خوبه اما نه برای هر آدمی و هدفیوقتی توی مسیر اش...

#رها☘ روزی لباسی خواهی خرید که مرگ در آن اتفاق می افتدبدون آ...

#رها☘ دوست داشتن پیراهن من استمی پوشم و از یاد می برمکه جهان...

#رها☘ تفاوت آدمایی که سخت وارد رابطه میشن با بقیه آدما اینه ...

پارت ۶:شب هایی از لس آنجلس"من عاشقت بودم، هستم، و خواهم ماند...

an angel in the darkness

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟱𝟵خانم لی ابرویی بالا انداخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط