خب بچه ها میخوام براتون یکی از اتفاقات ی طورایی ترسناک دو

خب بچه ها میخوام براتون یکی از اتفاقات ی طورایی ترسناک دوسال پیشمو بگم
--------------
ی بار با دوستم رفتیم متروکه گردی بعد ی زنه اومد گفت اینجا چی میکنیدددد خب اون موقعه برای دو سال پیشه ده سالم بود بعد یارو فک کرد گم شده بودیم 💔🤓
بعد منو دوستم پریدیم بالا ریده بودیم به خودمون 🗿💔
البته بلاخره خب اون موقع بچه بودیم خب ولی زیاد ترسو نبودیم وگرنه نمیرفتیم متروکه گردی بعد منو دوستم گفتیم نه گم نشدیم اینا بعد داشتیم میرفتیم پشتمون بهش بود یکمم دور شده بودیم ازش من گفتم بسم‌الله( ایرانی بازی🤓💔)
بعد دوستم گفت آره واقعا ترسیدم بعد برگشت بینه زنه چی شد نبود 💔
بعد همون چن ثانیه پیشش پشتمون بودا بعد یهو غیب شده بود
از اون موقع تا همون چن وقت پیش دیگه برای متروکه گردی اونجا نرفتیم بعد امروز رفتیم همون جا🗿💅
بعد من ی دونه لباس خیلیییییییییییی خاکی پیدا کردم بعد دوستم گفت این برای همون زنست ولی من فکر میکنم دروغ میگه ولی خودمم شک دارم 😼💔
اره خلاصه برید خونتون😝
کامنت بزارااا🗿🔪
دیدگاه ها (۴)

منم از اینا🤓☝

تبلتجززحابیحهیحامحجلزهفجسهحبسحعیشهحبسلجخیلخجرنجروچرنتندچتارج...

پارت پنجمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکه دیدم یه پس...

#Blond پارت ۴ویوی tea :اون پسره ی جذاب بهم چشمک زدخب باید بگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط