تیکهکتاب

#تیکه_کتاب

در دنیایی که شب و روز و بهار و پاییز و زمستان و تابستان با هم است،
#نمی‌توان از شب رنجید، که روز در راه است. و #نمی‌توان به روز دل‌خوش بود، که گرفتار شب است.
#نمی‌توان در بهار غزل‌خوان شد، که پاییز در راه است،
و #نمی‌توان در پاییز غصّه‌دار ماند که بهار می‌آید.

پس در این دنیای بی‌آرام، نمی‌توان نشست. نمی‌توان مغرور و مأیوس بود.
آن‌ها که شب و روز را و بهار و پاییز را مقصد گرفته‌اند، هر دو به پوچی می‌رسند،
و آن‌ها که حرکت را و کوچ را و رحیل را فهیمده‌اند و بانگ رحیل را شنیده‌اند،
آماده‌اند و بهره‌بردار...

📚 نامه های بلوغ
✏️علی صفایی حائری
دیدگاه ها (۱۲)

سلام روزتون خوش🌺🌺

*با واقعیش مو نمیزنه...🍉✨️ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

عزیز بودیعزیز تر شدی ❤️ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

ریاست جمهوری را برای رسیدن به پستی بالاتر رها کرد.......😭🖤

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط