فقط ی دعوای خونی راه انداختیم مگه چی میتونه بشه
فقط ی دعوای خونی راه انداختیم مگه چی میتونه بشه ؟
ـ تو دعوای خونی که النی بدون اینکه بدونه ترک هست تو یه کشور دیگه از مامان و باباش دور زندگی کرده بیست سالش شده میدونین بیست سال چقدره؟؟؟ و حتی به خاطر این دعوای خونی خانواده اش رو هنوز نمیشناسه
اسمه ای که ۲۰ سال فکر میکرده دخترش مرده و بعد فهمیدنش بخاطر این دعوای خونی نمیتونه به دخترش و عادل بگه
عادلی که دختری که دوسش داشتن رو ازش گرفتن بدون اینکه میدونست اسمه بخاطر نجات جانش ازدواج کرده با شریف و بعد بیست سال فهمید دختر داشته و مرده...
فادیمه خواهر کوچیک عادل که یتیم شد هم مامانش هم باباش رو از دست داد فقط بخاطر این دعوای خونی
اخر سر بخاطر دعوای خونی با پسر دشمن ازدواج کرد بخاطر اینکه نمیره بخاطر اینکه داداشش قاتل نشه
ایسو یه بچه دیگه ای مثل فادیمه که پدرشو از دست داده و از طرف خانوادش همیشه بچه ای بوده که دوست نداشته شده بجز برادرش اوروچ...و بخاطر همین یه کار اشتباهی کرد و فادیمه رو دزدید اون پشیمونی که وقتی از فادیمه معذرت خواهی میکرد شاید بخاطر دردی بوده که میکشیده یا شایدم اونم از اولش فادیمه رو دوست میداشته ولی این دعوای خونی اونارو هم قربانی کرد
اوروچی که خواست با شغلش دکتری اونی نباشه که تو این دعوای خونی قاتل باشه یا شبیه عمو و باباش نشه مثل خانوادش نباشه ولی در راه این دعوای خونی شغلشم از دست داد
یا خود شریف که تو بیست و شش سالگی گفتن باید انتقام پدرتو بگیری تو دستش اسلحه دادن شریف میتونست بهترین عاشق باشه برا اسمه ولی خیلی زمان اشتباه و خانواده اشتباهی بود و براش مثل وسوسه شده شیزوفرنگی شده اینم باز کار دعوای خونی که باهاش کرده
#esdil #این_دریا_طغیان_خواهد_کرد #دنیز_بایسال #دنیز_بایسل #کارادنیز #اوا_یامان #بوراک_یوروک #زینب_اتیلگان #اردم_شانلی #اولاش_استپه #اولاش_تونا_استپه #اولاش #ایسفاد #اورال #اسدیل #isfad #orel #tasacakbudeniz #hiczep #ferzep
ـ تو دعوای خونی که النی بدون اینکه بدونه ترک هست تو یه کشور دیگه از مامان و باباش دور زندگی کرده بیست سالش شده میدونین بیست سال چقدره؟؟؟ و حتی به خاطر این دعوای خونی خانواده اش رو هنوز نمیشناسه
اسمه ای که ۲۰ سال فکر میکرده دخترش مرده و بعد فهمیدنش بخاطر این دعوای خونی نمیتونه به دخترش و عادل بگه
عادلی که دختری که دوسش داشتن رو ازش گرفتن بدون اینکه میدونست اسمه بخاطر نجات جانش ازدواج کرده با شریف و بعد بیست سال فهمید دختر داشته و مرده...
فادیمه خواهر کوچیک عادل که یتیم شد هم مامانش هم باباش رو از دست داد فقط بخاطر این دعوای خونی
اخر سر بخاطر دعوای خونی با پسر دشمن ازدواج کرد بخاطر اینکه نمیره بخاطر اینکه داداشش قاتل نشه
ایسو یه بچه دیگه ای مثل فادیمه که پدرشو از دست داده و از طرف خانوادش همیشه بچه ای بوده که دوست نداشته شده بجز برادرش اوروچ...و بخاطر همین یه کار اشتباهی کرد و فادیمه رو دزدید اون پشیمونی که وقتی از فادیمه معذرت خواهی میکرد شاید بخاطر دردی بوده که میکشیده یا شایدم اونم از اولش فادیمه رو دوست میداشته ولی این دعوای خونی اونارو هم قربانی کرد
اوروچی که خواست با شغلش دکتری اونی نباشه که تو این دعوای خونی قاتل باشه یا شبیه عمو و باباش نشه مثل خانوادش نباشه ولی در راه این دعوای خونی شغلشم از دست داد
یا خود شریف که تو بیست و شش سالگی گفتن باید انتقام پدرتو بگیری تو دستش اسلحه دادن شریف میتونست بهترین عاشق باشه برا اسمه ولی خیلی زمان اشتباه و خانواده اشتباهی بود و براش مثل وسوسه شده شیزوفرنگی شده اینم باز کار دعوای خونی که باهاش کرده
#esdil #این_دریا_طغیان_خواهد_کرد #دنیز_بایسال #دنیز_بایسل #کارادنیز #اوا_یامان #بوراک_یوروک #زینب_اتیلگان #اردم_شانلی #اولاش_استپه #اولاش_تونا_استپه #اولاش #ایسفاد #اورال #اسدیل #isfad #orel #tasacakbudeniz #hiczep #ferzep
- ۱۱.۵k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط