Does it hurt
Does it hurt؟
p⁴🍷
فلش بک "_"
خشکم زد ......تکرار...تکرار کردم ...دمورو...دشمن پدرم..ولی هیچی از اون مرد سرد و بی رحم نمیدونستم فقط یک اسم ...پس از اون مرد دوباره خواستم که بهم بگه دقیق کیه ...اما هیچی ...هیچی ....
________________________________________حال >_<
________________________________________بیدار میشوم حالا بشدت گرسنه و تشنه بودم چند مرد با لباس های محافظتی به سمت من میآیند و یکم غذا....واقعا مقدار کمی غذا و آب از پشت میله ها به من میدهند و بدون هیچ توجهی می روند ..حالا مچ پاهام بشدت کبود و عذاب اور شده بود فکر کنم تقریبا 1 یا 2 ماه اینجام پر حالی که داشتم غذا میخوردم که یهو صدای باز شدن در زیرزمین آمد اتاق یکم با چراغ های داخل راه رو روشن شده بود او...دمور ..دمورو بود ..حالا او فقط یک سیگار بدست داشت بوی تلخ ادکلنه مردانه و سیگار کل زیرزمین را فرا گرفت کت روی سرشونه های پهنش قرار گرفته بود....
قیافه سرد ...سرد...سرد در میله ها که مانند زندان بودند باز شد من بدون حتی یکذره فکر لیوان ابی که شیشه ای بود رو به سر او میکوبم او یک لحظه شوکه شود اما با یک پوزخندی که انگار راضی من با سرعت درحالی که ترس حتی تا نوک انگشتان پام رسیده بود و بخاطر پای پیچ خورده ام لنگان لنگان از کنار او با سرعت میروم اما او با سرعت زیاد دستم رو میگیره و میکشه و من رو به سینه اش میچسوبنه که......
________________________________________^_^
شرط =30 لایک 👍🏻
به شرط ها نرسید گذاشتم به عنوان هدیه و درخواست چندتا از خوشگل خانم ها 🤭🛐
پارت 1 و2 و3 و معرفی رو نخوندی برو بخون پشیمون نمیشی 🤭😭
حمایت فراموش نشه چون واقعا دیگه نمیکشم با این همه فعالیت لایک هام خیلی کمه 😕
حمایت کن گلم 😁🫠
😭🛐تابع قوانین ویسگون 📿
دوست نداری نبین گزارش برای چی ؟🫡
#تیک_تاک #اینستاگرام#پینترست#bad_girl#میکاپ#استوری#دخترونه#نوستالژی#ترند#russia#توکیو#کیوت#فانتزی#اسمر#اسمر_فود#خاص هشتگ مخصوص :
#killer
p⁴🍷
فلش بک "_"
خشکم زد ......تکرار...تکرار کردم ...دمورو...دشمن پدرم..ولی هیچی از اون مرد سرد و بی رحم نمیدونستم فقط یک اسم ...پس از اون مرد دوباره خواستم که بهم بگه دقیق کیه ...اما هیچی ...هیچی ....
________________________________________حال >_<
________________________________________بیدار میشوم حالا بشدت گرسنه و تشنه بودم چند مرد با لباس های محافظتی به سمت من میآیند و یکم غذا....واقعا مقدار کمی غذا و آب از پشت میله ها به من میدهند و بدون هیچ توجهی می روند ..حالا مچ پاهام بشدت کبود و عذاب اور شده بود فکر کنم تقریبا 1 یا 2 ماه اینجام پر حالی که داشتم غذا میخوردم که یهو صدای باز شدن در زیرزمین آمد اتاق یکم با چراغ های داخل راه رو روشن شده بود او...دمور ..دمورو بود ..حالا او فقط یک سیگار بدست داشت بوی تلخ ادکلنه مردانه و سیگار کل زیرزمین را فرا گرفت کت روی سرشونه های پهنش قرار گرفته بود....
قیافه سرد ...سرد...سرد در میله ها که مانند زندان بودند باز شد من بدون حتی یکذره فکر لیوان ابی که شیشه ای بود رو به سر او میکوبم او یک لحظه شوکه شود اما با یک پوزخندی که انگار راضی من با سرعت درحالی که ترس حتی تا نوک انگشتان پام رسیده بود و بخاطر پای پیچ خورده ام لنگان لنگان از کنار او با سرعت میروم اما او با سرعت زیاد دستم رو میگیره و میکشه و من رو به سینه اش میچسوبنه که......
________________________________________^_^
شرط =30 لایک 👍🏻
به شرط ها نرسید گذاشتم به عنوان هدیه و درخواست چندتا از خوشگل خانم ها 🤭🛐
پارت 1 و2 و3 و معرفی رو نخوندی برو بخون پشیمون نمیشی 🤭😭
حمایت فراموش نشه چون واقعا دیگه نمیکشم با این همه فعالیت لایک هام خیلی کمه 😕
حمایت کن گلم 😁🫠
😭🛐تابع قوانین ویسگون 📿
دوست نداری نبین گزارش برای چی ؟🫡
#تیک_تاک #اینستاگرام#پینترست#bad_girl#میکاپ#استوری#دخترونه#نوستالژی#ترند#russia#توکیو#کیوت#فانتزی#اسمر#اسمر_فود#خاص هشتگ مخصوص :
#killer
- ۴۸۲
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط