من گناه ميكنم او اشک ميريزد

من گناه ميكنم او اشک ميريزد

من اشتباه ميكنم او شرمسار ميشود

من به او بدی ميكنم او پير ميشود

آری او مادر است نميتواند مهربان نباشد......


📕
دیدگاه ها (۱)

🔴 داستان کوتاهجوانی با شیخ پیری به سفر رفت. جوان در کنار برک...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁴چند لحظه‌ای در آن ح...

P3 .PRISON MAFIA.

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁹---سالن ساکت شد.همه به...

جنگل نفرین شده پارت ۲۷ ( فیلم هندی)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁰پیش‌ از آنکه‌ دانه‌ای‌ جوانه‌ بزند و‌ به‌ نور...

🦢 پارت سی‌ودوم | انتخابجنگکوک هنوز به عکس خیره بود.پدرش کنار...

Heir of Light and Darknesspart : 9آقای کیم به جونگ‌کوک نگاه ...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط