کاش آنکس که به تو حق قضاوت میداد

♥️♥️

کاش آن‌کس که به تو حق قضاوت می‌داد
به من سوخته دل فرصت صحبت می‌داد

چه نیازی‌ست به خون‌خواهی دشمن وقتی
به گنه‌کاری ما دوست شهادت می‌داد

دل بریدی زِ من و عهد شکستی، آری
عشق هر جا که نباید به تو جرأت می‌داد

تا پر و بال بگیری و به جایی برسی
چی کسی بیشتر از من به تو فرصت می‌داد؟

هر که از نام تو پرسید همین را گفتم
گل سرخی که فقط بوی نجابت می‌داد

‌‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۲)

♥️♥️من حسابم ز همه مردم این شهر جداستمن امیدم به خدا ؛ بعد خ...

و من کارخود را به خدا واگذار میکنم مسلما خدا به بندگانش بینا...

♥️♥️عشق دلم . . .تمام دارایی من قلبی هستکه در سینه دارم و بر...

♥️ای ظریف ترین درد !که بر سمت چپ سینه ام نشسته ای اینچنین بی...

چشم هایم خیس آن روز نبودن می شوددر فراغت بال احساسم پریدن می...

داستان سهراب و پریسا نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط